ایرج میرزا، شاهزاده‌ی غرب‌زده‌ی ستایش‌گر انحرافات اخلاقی

یكی از شاعران شبه‌مدرنیست «ایرج میرزا» است. «ایرج میرزا جلال‌الممالك» پسر شاهزاده‌ «غلامحسین میرزا» [ملقب به «صدرالشعراء» و متخلص به «بهجت»] و از نوادگان فتحعلی‌شاه قاجار است. ایرج میرزا از «امیرنظام گروسی» نویسنده متجددمآب آن دوره لقب «‏فخرالشعراء» دریافت كرد. ایرج میرزا در نیمه‌ی دوم عمر خود و پس از نهضت مشروطه، جریان غالب شعر خود را معطوف به سروصداها و بازی‌ها و شعارهای تجددمآبانه كرد. البته او برخلاف عارف قزوینی از خاندان قاجار بود و در شبه‌مدرنیسم خود كمتر علیه قاجاریه چیزی می‌گفت.

ایرج میرزا اگرچه از نوادگان فتحعلی‌شاه بود اما از مكنت چندانی بهره نداشت و از این رو عادت به مداحی دولتمردان بدسابقه و خیانت‌پیشه‌ای چون «امین‌السلطان» (86) و صنیع‌الدوله و اعتضادالسلطنه داشت تا از آن راه امرار معاش نماید. او متولد سال 1290 ق و فردی عشرت‌پیشه و شهوت‌ران و زن‌باز و گرفتار انحراف جنسی و اخلاقی بود. مرگ او با سال 1304 ش بر اثر سكته‌ی قلبی و در یك محفل می‌خوارگی روی داده است.

ایرج میرزا در دوره‌ی دو حیات ادبی خود [كه دوره‌ی اصلی فعالیت شاعری اوست] شاعری تماماً ماتریالیست و ملحد بود. او اعتقاد به معاد و زندگی اخروی نداشت و در قطعه‌ی «بهشت و دوزخ»(87)اساس آن را زیر سوال برده است. وی قطعه‌ای دیگر به نام «دوزخ» (88) دارد و در آن جهنم را امری واهی می‌نامد. ایرج میرزا در شعری كه مصرع آغازین آن چنین است: «من از جحیم نترسم، از آن كه باری خدای» نهایت بی‌اطلاعی خود از مباحث كلامی و اعتقادی و مباحث مربوط به معاد و جهنم را عیان می‌كند و در بیانی عامیانه و مغلطه‌گرانه مدعی می‌شود العیاذبالله خداوند، «مطبخی» نیست كه كسی را در آتش كباب كند! او از درك فلسفه‌ی نماز نیز عاجز است و می‌پرسد كه خداوند به نماز بشر چه نیازی ندارد؟

دیوان اشعار ایرج میرزا مشحون از سروده‌های توهین‌آمیز و حتی تعابیر هتاكانه‌ی ركیك نسبت به روحانیت می‌باشد نظیر مثنوی‌ای كه با مصرع «خدایا تا به كی ساكت نشینم؟» آغاز می‌گردد. تعابیر زشت و ركیك اشعار او علیه روحانیت آگاه به بی‌ادبی و اهانت نسبت به ساحت معصومین (علیهم‌السلام) نیز كشیده می‌شود. تعابیر زشت و بسیار بی‌ادبانه او درباره‌ی مراسم عزاداری امام حسین (ع)، وعاظ و فاجعه‌ی عاشورا به گونه‌ای است كه نقل آن شرم‌آور و غیرممكن است.

ایرج میرزا قصیده‌ای در هجو شهید آیت الله فضل الله نوری دارد كه با این مطلع آغاز می‌گردد:

«حجت الاسلام كتك می‌زند / بر سر و مغزت دگنگ می‌زند» (89) دشمنی او با روحانیت به همین جا ختم نمی‌یابد و در قطعه‌ی «اشك شیخ» (90) و «تصویر زن» (91) و بسیاری ابیات دیگر تكرار می‌شود.

این شاعر سكولاریست و دین‌ستیز گرفتار انحرافات اخلاقی مثل دیگر شاعران شبه‌مدرنیست هم دروه‌ی خود احكام الهی نظیر «حجاب» را مورد استهزاء و اهانت قرار می‌دهد. او در قطعه‌ی «تصویر زن» و قصیده‌ی «انتقاد از حجاب» (92) و برخی اشعار دیگر این حكم الهی را از منظری متجددمآبانه و غرب‌‌زده مورد حمله قرار می‌دهد.

زبان شعری ایرج میرزا، زبانی ركیك و فحاش است و در اشعاری نظیر «قصیده مطایبه» و یا «قصیده مزاح با وزیر»(93) و نیز در اشعار متعدد دیگر او این ركاكت كلام آشكار است. آن گونه كه از برخی اعترافات و سروده‌های ایرج میرزا برمی‌آید، او مبتلا به انحراف جنسی بوده و در «مثنوی انقلاب ادبی» و «قصیده مزاح با وزیر» و برخی اشعار دیگر او مؤیدات صریحی در این خصوص دیده می‌شود. در اشعار عارف نیز به تبع اكثر شاعران غرب‌زده‌ی این دوره كم و بیش آثار توجه به مفهوم ناسیونالیستی وطن دیده می‌شود، هر چند كه این وجه شعرا و در مقایسه با عارف و یا عشقی كم‌رنگ‌تر می‌باشد. اساساً حال و هوای اكثر اشعار ایرج میرزا، حال و هوای عشرت‌طلبی‌های فسادآلود و بعضاً منحرفانه است و تعداد زیادی از اشعار او نیز به درد لمپنیسم كنار منقل و محفل می‌خوارگی می‌خورد.

در یك جمع‌بندی كلی می‌توان ویژگی‌های شعر ایرج میرزا را چنین فهرست كرد:

1ـ جهان‌بینی شعر ایرج میرزا در دوره‌ی دوم حیات ادبی آن مبتنی بر تجددگرایی سطحی و تقلیدی است.

2ـ زبان شعری ایرج میرزا، هتاك و بی‌ادب و بعضاً ركیك است.

3ـ شعر او در بسیاری موارد مداح دولتمردان غرب‌زده و فراماسونر و خیانت‌پیشه‌ای چون «امین‌السلطان» و «صنیع‌الدوله» بوده است.

4ـ وجه غالب شعر ایرج میرزا، خصیصه‌ی شهوت‌گرایی جنسی و منحرف او است.

5ـ شعر ایرج میرزا، صبغه‌ای سكولاریستی و دین‌ستیز و مخالف احكام شریعت اسلامی دارد.

6ـ جهان‌بینی حاكم بر شعر ایرج میرزا، نحوی ماتریالیسم سطحی و عامیانه‌ی غریزه‌مدار و حیوانی است.

7ـ در برخی اشعار او نظیر «عارف‌ نامه» رویكرد انتقادی اجتماعی ـ سیاسی دیده می‌شود.

8ـ درون‌مایه‌ی برخی اشعار ایرج حول وطن‌دوستی ناسیونالیستی شكل گرفته است.

9ـ روحانیت‌ستیزی ناجوانمردانه و هتاكانه یكی از ویژگی‌های برجسته‌ی اشعار او است كه ریشه در جهان‌بینی عشرت‌طلب و غرب‌زدگی شبه مدرن سطحی و نفسانیت‌مدار او دارد.

10 ـ در اشعار ایرج میرزا قطعه و قصیده‌های تملق‌طلبانه به منظور دریافت پول و یا «حكومت قزوین» و یا حتی «طلب اسب» نسبت به متمولین و منتفذین دولتی دیده می‌شود.

11ـ زبان شعری ایرج میرزا، ساده اما در بسیاری موراد فحاشانه و ركیك است.

12ـ جهان‌بینی ایرج میرزا آن‌گونه كه در شعر او ظاهر گردیده، كم‌مایه، سطحی و فاقد بینش اجتماعی و عمق و ژرفای تئوریك است.

13ـ ایرج میرزا به استفاده از قالب مثنوی توجه زیادی داشته است و اشعار او غالباً معطوف به حادثه و یا فلان درخواست مالی و یا حال و هوای محفل عشرت‌طلبی خاص و مرتبط با آن می‌باشد.

14ـ بسیاری از اشعار او عاشقانه است. این اشعار به لحاظ تصویرسازی‌های شعر و تخیل، ضعیف و تكراری می‌باشند.

اگرچه دهه‌ها است كه تبلیغات مطبوعات و رسانه‌های روشنفكری معطوف چهره‌سازی از ایرج میرزا می‌باشد، اما واقعیت این است كه تعداد اشعار خوب و قابل تأمل او نسبت به كل آثارش به راستی رقم ناچیزی را تشكیل می‌دهد و سیمای غالب ایرج میرزا در شعر معاصر ایران با سطحی‌ترین صور غریزه‌مداری‌های عشرت‌طلبانه و بیمارگونه و متجددمآبی سطحی و تقلیدی پیوند خورده است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 مرداد 1389    | توسط:    |    | نظرات()