دورنما: اهمیت نفت خلیج فارس برای ایالات متحده

تا سال 2002، پیش از جنگ عراق، مصرف نفت روزانه ایالات متحده تقریباً 7/19میلیون بشکه بود.

 از مقدار5/10میلیون بشكه (53 درصد)نرخ خالص نفت وارداتی تنها3/2میلیون بشكه از مصرف كشور (12درصد) از خاورمیانه تامین می‌گردید.(6) با وجود این ،ایالات متحده به شدت متأثر از اختلال ذخایر نفتی خلیج فارس به واسطه دو مكانیسم بوده است:

نخست، چنین اختلالی می‌تواند اثرات منفی بر اقتصاد شركای تجاری اصلی آمریكا در اروپا و آسیا داشته باشدكه به نسبت بالایی به نفت وارداتی و بالاخص نفت خلیج فارس وابسته‌اند.

ركود نفت در این مناطق اثرات زیان آور برای سطوح تولید و استخدام نیرو در ایالات متحده به همراه داشته و علی رغم سطح واردات نفت آمریكا بدون شك به نوسان آن از طریق اقتصاد جهانی منتهی می‌گردد.(7)

ثانیاً، اگرچه ایالات متحده حتی یك بشكه نفت از خلیج فارس وارد نكرد، افزایش فاحش بهای نفت در بازارهای جهانی متعاقب اختلال ذخایر نفتی منطقه به طور اجتناب ناپذیری موجب افزایش بهای نفت در قلمرو ایالات متحده شد. (8) این بدان خاطر است كه ایالات متحده و دیگر واردكنندگان اصلی نفت همگی بخشی از بازار نفت یكپارچه و واحدند كه مطابق سیستم عرضه و تقاضا هدایت می گردد. (9)

مادامیكه كشوری مقادیر معتنابهی نفت وارد نموده و یا اجازه دهد تا بهای نفت تولید شده داخلی توسط بازارهای جهانی نفت تعیین گردد، در این صورت در مقابل اثرات وقفه تولید نفت آسیب پذیرتر خواهد شد.

در سال2002 میزان4/41 درصد از میزان كل صادرات نفت(1/18میلیون بشكه از كل6/43میلیون بشكه)از خاورمیانه صادر شد.(10) اگر چه پیش بینی سطوح تولید و مصرف به طور آشكاری مشكل است، نفت خلیج فارس احتمالاً تنها با افزایش طی دهه‌‌ی اخیر همراه خواهد بود.

تقاضای جهانی برای نفت طی20 سال گذشته30 درصد افزایش داشته است. در اوایل سال 2003 اداره اطلاع رسانی انرژی ایالات متحده (EIA) برآورد نمود كه میزان تقاضای نفت از 1/77 میلیون بشكه در سال 2001 به 8/118 میلیون بشكه یعنی بالغ بر 41 میلیون بشكه(54 درصد) تا سال 2025 افزایش خواهد یافت. (11)

اداره اطلاع رسانی انرژی ایالات متحده همچنین پیش بینی كرد كه نرخ خالص واردات نفت ایالات متحده، اروپا و ژاپن افزایش خواهد یافت. سهم آمریكا از این افزایش تا سال2025 تقریباً به دو برابر(8/19میلیون بشكه در روز) خواهد رسید. به طور همزمان، خاورمیانه انتظار داشته است كه در مقیاسی وسیع و با هیبت در بازارهای جهانی نفت حضور یابد.

مطابق پیش بینی‌های اداره اطلاع رسانی انرژی آمریكا و آژانس بین المللی انرژی(IEA سهم خاورمیانه از میزان كل تولید نفت (4/28 درصد در سال 2002)احتمالا بر34 درصد تا سال 2025 (12) و43 درصد تا سال 2030 (13) بالغ خواهد شد. همچنین اداره اطلاع رسانی انرژی ایالات متحده (EIA) پیش بینی نمود كه تا سال 2020 سهم نرخ كل صادرات نفت خلیج فارس از مرز 67 درصد خواهد گذشت.(14)

دلیل اصلی مركزیت خلیج فارس در پیش بینی‌های مذكور آن است كه میزان دو سوم از ذخایر نفتی جهان در این ناحیه قرار دارد. طبق برآوردهای سال 2002، عربستان سعودی به تنهایی از یك چهارم نرخ كل ذخایر نفتی جهان (262 میلیون بشكه) برخوردار بوده و عراق با برخورداری از 11 درصد از كل ذخایر نفتی (5/112 میلیون بشكه) جایگاه دوم را به خود اختصاص داده است. سهم عمده باقی مانده نفت نیز توسط كشورهای كویت (2/9 درصد)، ایران (6/8 درصد) و امارات متحده عربی (3/9 درصد) تأمین می‌گردد. (15)

نظر به اهمیت نفت خلیج فارس برای ایالات متحده، جای شگفتی نیست كه هدف اصلی سیاست امنیت ملی آمریكا از جنگ جهانی دوم و به ویژه از دهه‌ی1970 ضمانت دستیابی این كشور و متحدانش به نفت این منطقه حتی به کمک نیروی نظامی بوده است.

هم زمان با اجرای آشکار این سیاست در قالب دكترین كارتر در اوایل سال1980 برای نخستین بار و تجاوز اتحاد جماهیرشوروی به افغانستان، توجه ایالات متحده به این مسأله معطوف گردیدكه نیروی خارجی متخاصم احتمالا در تلاش برای دستیابی به تحت نظارت در آوردن ذخایر نفتی منطقه است. به ویژه از زمان پایان جنگ سرد، محتمل ترین خطرات دو شكل متفاوت به خود گرفته اند.خطر اصلی این است كه یك یا چندین كشور با تحت كنترل درآوردن سهم كلان صادرات جهانی نفت با سوء استفاده از توان بازار نفت بهای آن را افزایش داده و یا به اعمال فشارهای سیاسی بپردازند. مثال معروف استفاده از سلاح نفت ،تحریم اقتصادی نفت كشورهای عربی طی سال1973بود كه ظاهرا این گونه می نمود كه میزان نفت مورد بحث به آن اندازه اساسی نیست كه اثرات مهمی به همراه داشته باشد.این در حالی بود كه كاهش موقت تولید نفت عرب به میزان كمتر از25 درصد (كمتر از 10 درصد تولید جهانی نفت) به روند افزایش چهار برابری بهای نفت منجر گردید.(16)

خطرات مشابهی نیز به دنبال تصرف كویت توسط عراق در سال 1990 محتمل گردید كه آیا عراق بدون رقیب بالغ بر20 درصد از ذخایر نفتی را تحت كنترل خود درآورده و یا در موقعیت خوشبینانه تر،اثرات تجاوزكارانه‌ی خود بر عربستان سعودی را گسترش خواهد داد.

خطر دیگر، اختلال نابهنگام ذخایر نفتی خلیج فارس در نتیجه درگیری درون منطقه ای یا اغتشاشات داخلی است. چنین اختلالاتی چندین بار در گذشته رخ داده است؛ اگر چه هر بار عواقب متفاوت به همراه داشته است.

به علت دسترسی آسان به منابع معتنابه نفت، نه انسداد كانال سوئز در سال 1956 و نه قطع تولید نفت عراق و كویت حین جنگ خلیج فارس طی سال های 91ـ 1990 هیچیك تأثیر اساسی بر ذخایر جهانی نفت و بهای آن نداشت. در مقابل، وقوع انقلاب ایران و متعاقب آن آغاز جنگ ایران و عراق به كاهش جریان نفت در منطقه تا بدان حد انجامید كه ذخایر جهانی نفت تحت تأثیر قرار گرفته و بهای نفت به سرعت حتی بیش از دو برابر قیمت پیشین آن افزایش 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 31 مرداد 1389    | توسط:    |    | نظرات()